قرار بود همهچیز با یك عروسی ساده شروع شود... اما وقتی مموشخان و تیمورخان وارد ماجرا میشوند، دیگر هیچچیز ساده نیست! مظفرخان 47 ساله، فقط یك آرزو دارد: یك ازدواج آرام و بیدردسر! ولی این دو مزاحم سمج، دست از سرش برنمیدارند و حالا مظفرخان میماند و كلی نقشه و كلك برای خلاص شدن از شر این دو نفر، نقشههایی كه البته قرار نیست همیشه آنطور كه او میخواهد پیش بروند!
بیشتر ...